ديكشنري پسرهاي ايروني
دختر:
نوعي دستگاه بهانه گير.انگيزه اي براي انكه آدم مثل خر كار كنه. طيف آن از اهل تريپ پسر كش شروع ميشه تا شير برنج سيب زميني نما ادامه ميابد.
كسي كه درس ميخواند درس ميخواند درس ميخواند و البته يك هنر ديگر هم دارد كه آن هم اين است كه درس ميخواند.احتمالا اگر درس خواندن نبود دخترها با كاشتن ابرو و بر داشتن قسمتهاي اضافي دماغ سعي در زدن پوز پسرها ميكردند. تنها موجوداتي كه در مقابل دشمن مشترك(پسرها) اختلاف پيدا ميكنند. معمولا رفتن به سربازي را مثل دسته هونگ بر سر پسرها ميكوبند.
پدر:
صاحب پول.اختيار. انواع با حال آن با به ياد آوردن خاطرات دوران جواني خود ضربه اي به پشت پسر خود زده و با گفتن الفاظ تحبيبي چون :((اي پدر سوخته)) و (( ببين چي تربيت كردم)) او را به سمت هدف مشايعت ميكند. ورژنهاي ضد حال آن هم به مثابه سد كرج در مقابل جفتك پرانيهاي محصول زندگي اش مقاومت ميكند.
ماشين:
وسيله اي كه آدم با آن اوقات فراغتش را كه چيزي حدود 20 ساعت مفيد در شبانه روز است در حاشيه خيابانهاي شهر پر ميكند. معمولا بايد با آن گازيد تا موتورش از حلقش در بيايد. نصب انواع اگزوز و باد گير و انواع خفن آلات ديگر كه باعث ميشود آدم ذرهاي از قافله جوانان و پير مردان ساده سوار دور شود. لايي ميكشم پس هستم! البته با تابلو كردن ماشين كمي موارد منكراتي گريبانگير آدم ميشود كه آن را هم بي خيال! ماشين صاف كاري نشده ماشين دخترها و كودكان نا بالغ است!!
درس:
ضد حالي كه از ب كمپلكس هم بد مزه تر است.معمولا پدر مادرها با كوبيدن آن بر سر پسرشان ابتدايي ترين حقوق يك بشر ( مثل اجاره خانه مجردي. پول تو جيبي يوروري و هزينه سفر ماهانه به پاتايا و حومه) را از آدم دريغ مي كنند. درس خواندن نه تنها باعث پيشرفت پسرها نميشود بلكه آنها را به ميدان رقابتي ميكشاند كه در آن جلوي دخترها كلي دختر ميشوند!
خواهر:
كسي كه باعث ارتعاش رگ آدم ميشود. تعقيب او و ريختن پته اش روي آب لذت بخش ترين تفريح بشري است. معمولا با لوس كردن خود پيش پدر مادر سعي ميكنند امتيازهاي دولا پهنا بگيرد. اما خوب وقتي پاي تقسيم ارث ميرسد چنان ضايع ميشوند كه نايژكهاي آدم هم حال مي آيد.
در گوشي:
مباحثي كه اگر در حيطه اين موضوع به آنها مي پرداختيم سانسور ميشد:
ولنتاين. همسايه. هم كلاسي. اطاق. خانه اي كه در آن كسي نيست( موسوم به خ خ) كنار خيابان و...
زن... مرد... نيازهاي احساسي
نيازهاي احساسي زنها و مردها تفاوتهاي اساسي با يكديگر دارد. در چالشهاي روحي زنها به اشتراك و مردها به انزوا نياز دارند كه در نتيجه اين اختلاف نيازهاي احساسي، زن و مرد بدجوري براي هم شاخ و شونه ميكشند….
جالبه كه ميدونيم هر 2 طرف با نهايت صداقت به پيش مي آيند تا خود را براي ديگري 6 تيكه كنند ولي نتيجه كاملاً عكس شده و باعث تحريك همديگر ميشوند. خودشون هم كف ميكنند كه دِ بيا...يعني چي؟؟؟!!! مثلاً زن فكر ميكند با سؤالات پي درپي و ابراز دلواپسي به نظر همسرش يك زن مهربان جلوه ميكند در حاليكه مرد يواشكي فكر ميكند كه تحت سلطه قرار گرفته و يكهو تحريك ميشود كه خود را آزاد كند!!! پس اعلام ميكند كه: «خانم ميزاري يه 2 دقيقه نفس راحت بكشيم يا نه؟…» زن هم گيج و منگ ميشود و اصل قضيه را زير سؤال ميبرن… يعني علاقه… زن شوهرش رو با خودش ميسنجه و ميگه: اگه منو دوست داشت ميفهميد كه چقدر به فكرشم… واقعت اينه كه اين رفتاريست كه زنها دوست دارند با آنها بشود و كلي هم باهاش حال ميكنند ولي مرد اگر در شرايط نامناسب مثل خستگي باشد اين رفتار حكم دريل را برايش دارد!!!
مردها هم بدتر از زنها… وقتي ميبينند كه زن ناراحت است وي را با حالات خود ميسنجند و بهترين دارو را برايش تجويز ميكنند… تنهايي!!!… او خيلي رومانتيك زنش را به حال خود رها ميكند تا براي خودش بال بال بزند و با خودش كنار بيايد. بعضي از مردها هم در اين مواقع ميشن آخر درك كردن و به همسرشون ميگن: … نگران نباش... چيز مهمي نيست!!!
در اين لحظات زنها اگر قدرت داشتند شوهرانشان را خفه مي كردند!!!… آخه آدم حسابي… اين چه وضعه ادراكه؟ چرا نمي خواين اين تفاوتها رو درك كنيد؟؟… بابا، به پير، به پيغمبر، نيازهاي احساسي و ادراكي شما با هم فرق داره… تو رو خدا اونها رو ياد بگيرين و درست عكس العمل نشون بدين… براي احساس خوشبختي لازم نيست روزي 20 بار چشماتونو خمار كنين، لباتونو چوله كنين، بگين I Love You....
آقايون بدونين…
1- بايد به همسرتون نشون بديد كه بهش توجه ويژه دارين تا او حس كنه كه دوستش داريد.
2- بايد با حوصله به حرفاش گوش بديد تا احساس كنه كه دركش ميكنين.
3- بايد يه حقوقش احترام بذارين تا بدونه به شخصيتش علاقمنديد.
4-بايد باهاش صميمي باشين تا احساس خوشنودي كنه.
5-بايد بهش اجازه بروز و ارائه بديد تا احساس اعتبار كنه.
خانومها توجه داشته باشين….
1- بايد رفتار شما با شوهرتون توأم با پذيرش باشه تا حس كنه كه بهش اعتماد دارين.
2- نبايد سعي در تغيير اون داشته باشين تا احساس اطمينان كنه و خودش تغيير بوجود بياره.
3- بايد ازش قدرداني كنين تا انگيزه پيدا كنه.
4- بايد نشون بدين كه به تواناييهاش اعتقاد دارين.
5- بهش نشون بديد كه بهترين انتخاب شما اون بوده
تبعيضات ظالمانه
گر مردی زن نگيرد عاقل است ولي اگر زني شوهر نکند ، «بيخ ريش پدرش مانده» استاگرمرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند ، «مهماني» بوده است ولي اگر زن بعداز غروب آفتاب به منزل بياد «ددر» رفته بوده و رفيق دارد
اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بي ادب و دريده» است
اگر مرد ضيف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بي عرضه و شلخته» است اگر مرد ساعتها با کسي در گوشي صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زني قدری حرف بزند «وراج» است
اگر مرد در حضور ديگران به زنش محبت کند و او را ببوسد «مهربان و وفادار» است ولي اگر زن اينکار را بکند «بي حيا» است اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولي اگر زن پر خور باشد «شکمو» است
اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچليش ولي اگر زني سي و پنج سال بيشتر داشته باشد «مادر فولاد زره» است
اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زني خراّج از آب در بيايد «خانه خراب کن» است
اگر مرد خسيس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخيل باشد «گدا» است
اگر مرد موهايش سفيد شده باشد «پخته و موقر» است ولي اگر زن موهايش قدری خاکستری باشد «عجوزه و پير کفتار» است
اگر مرد کم حرف باشد «متين و سنگين» است ولي اگر زن کم حرف بزند «از خود راضي و اخمو» است
اگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدردراز و گنده و بد قواره «علامت مردانگي و زينت» است ولي اگر زني موئي در
صورت داشته باشد «وای خدا بدور» نگو نگو
مزایای بدحجابی و مانکن خیابانی بودن
تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه ۲-بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن قیمت خروس در حد گاو
۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت
به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به دیوار مورچه خاک به گور
۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر
۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این ضرب المثل یه نگاه که حلاله))
۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب..عنکبوت..اتو زنی..تاکسی مرسی.
.۷-ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی
۸-پر شدن اوقات فراغت الاف ها و�بیکاران همیشه در صحنه �و برخورد بی نظر !!
۹-پیداش شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد انها سالها زیر مانتوی گشاد هدر میرفت
۱۰-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و دراوردن مانتوهای چسبان
۱۱-پیدا شدن دو نقطه برجستگی جدید اضافه بر برجستگیهای قبلی دختران ایرانی نظیر دانشگاه و اشپزی
۱۲-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر داف ممکن
حالا چرا ازدواج
در فرهنگ و کشور ما، همخونه شدن قبل از ازدواج (یعنی بدون عقد و این داستانها) جرم محسوب میشه در حالی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی عرفِ، اما با این حال اونجا هم ازدواج وجود داره. پس شاید ازدواج یکجور رسمیت بخشیدن باشه به یک رابطهِ تقریبا معلق (همخونه بودن) و تثبیت یک موقعیت پا در هوا؛ محکم کردن بستهای رابطهِ موجود و شروع یک رابطهِ بادوام و طولانی. مثل اینه که بعد از یک قرارداد آزمایشی، دو طرف قضیه به این نتیجه برسن که میتونن روی یک قرارداد بلندمدت (حتی شاید به درازای یک عمر) فکر و حساب کنن.
البته از ابتدا، یعنی از تاریخ یکِ یکِ یک، تولد آدم ابوالبشر� به صورت قرارداد نبوده، شاید فقط یک جریان بوده برای تنازع بقا که در طی تاریخ به شکل قرارداد دراومده. هم فطریست و هم میتونه یک سیستم حمایتی باشه، حتی ازدواج برای از دست ندادن یک فرد خاص هم میتونه یکی از دلایل ازدواج باشه، همونطوری که فرار از گذشته به امید آیندهِ بهتر میتونه، همونطور که ثروت طرف مقابل، خیلیها رو میکشه به سمت ازدواج.
اما اینکه فکر میکنیم با ازدواج راه فرار بسته میشه، نه. چون زندگی بعد از ادواج، یک وادی دیگهست که خیلی با دنیای قبلش فرق داره. فرقش توی تعهدشه؛ در همخونهگی و یا رفاقتهای دوران مجردی که بیشتر شبیه به یک قول و قرار دوستانه هستن تا تعهد و یا حتی قرارداد، این تعهد وجود نداره. همین تعهدِ که باعث میشه خیلی سخت راجع به همه چیز تصمیم بگیری و حتما باید با همسرت مشورت کنی، اینکه هر تصمیم و رفتارت چه تاثیری میتونه در سرنوشت همراهت بگذاره. با ازدواج، یکجورایی به سرنوشت طرف مقابلت گره میخوری، همراهی و همفکری برای یک عمر کم نیست. شاید یکی از دلایل افرادی که ازدواج رو بسته شدن راه فرار میدونن اینه که با ازدواج مجبور میشن تعهد بدن و اونا از اون تعهدِ فراری هستن!
شاید خیلی از موجودات این دنیا، از دو پا بگیر تا... پا، تا پایان عمرشون با هم زندگی کنن، اما بطور مسلم، ��انسانِ که با فکر و اراده، انتخاب نهاییش رو انجام میده. شاید ابتدا غریزهش راهنماییش کنه، اما در نهایت این عقل ِ که پیروز میشه. !).
یک چیز دیگه و اون اینکه آدمیزاد همیشه به یک سیستم حمایتی نیاز داره، از آغوش مادر و قلمدوش پدر شروع میشه و شاید به ازدواج یا حتی همخونهگی ختم بشه (یا در موارد ناگوار به بهشت زهرا با عنوان سیستم حمایتی سنگ قبر با استاندارد ایزو نه هزار و خردهای) که اسمش رو میگذاریم "برای کی". حتی شامل مجردهایی که رفیق یا همخونه دارند هم میشود. برای "یک نفر" تلاش کردن یا به "خاطر یک نفر" و اینکه همهِ فکر و ذکر آدم میشه "برای طرف"، از ویژگیهای شخصیتی اکثر آدمهای دور و برمان است. ازدواج از این لحاظ میتونه تریبونی باشه برای نمایش همهِ این احساسها، خیلی علنی، راحت و بدون نیاز به پنهانکاری!
» حرفی، حدیثی، چیزی؟
تفاوت هاى عقلى زنان و مردان از منظر روان شناختى
تفاوتهای روانشناختی زنان و مردانيكى از تفاوت هاى غيرقابل انكار ميان زنان و مردان تفاوت قواى عقلانى و عاطفى است. مردان از نظر عقل تجريدى و به عبارت ديگر عقل نظرى از زنان قوى تر بوده يعنى عقل تئوريك، تحليلگر و فرضيه باف و عقل سياسى- اجتماعى در مردان دامنه گسترده ترى نسبت به زنان دارد و اين برترى به علت وظيفه طبيعى مردان كه تسخير طبيعت و مبارزه با مشكلات اجتماعى براى ايجاد رفاه خانوادگى است در مردان وجود دارد.بنابراين اگرچه دنياى عقلى و شهودى با يكديگر تفاوت دارند اما هيچ يك از اين موارد معيارى براى ارزش گذارى افراد نبوده و تنها وسيله اى براى جدا كردن راه هاى رسيدن به كمال انسانى است كه اين كمال نيز براى زن و مرد مساوى است.همچنين مردان به جهت آنكه كمتر تحت تاثير ساختار عاطفه خويش قرار مى گيرند از جهت عقلانى قوى تر از زنان هستند و تصميمات جدى تر و قابل قبول ترى مى گيرند. در واقع اگرچه فعاليت عقلى تجريدى و تعميمى در مغز مردان بيشتر است اما بزرگتر بودن جمجمه و سنگين تر بودن مغز مردان و بيشتر بودن عقل نظرى در آنان به معناى نزديك بودن به حقيقت متعالى و درك بهترى از واقعيت هستى نيست بلكه اگر مرد به وسيله حواس و عقل نظرى خود به حيات مى نگرد و به حقيقت نايل مى شود زن بيشتر نوعى علم حضورى و شهودى دارد و اگر مرد در آينه عقل به حقايق چشم مى دوزد زن نيز در آينه ذات خويش به حقيقت مى نگرد بنابراين برترى مرد در عقل تجريدى فضلى است. به هر صورت مردان، هوشيارى با ديد متمركز دارند و زنان، هوشيارى با حواس و ديد باز و همين متمركز بودن مردان و گسترده نگرى زنان در تصميم گيرى هاى آنها نقش بسيار موثرى را ايفا مى كند.روانشناسان مى گويند مردان در ابتدا خودشان تصميم مى گيرند و بعد آماده هستند كه بر مبناى اطلاعات ديگران تصميم خويش را تغيير دهند. بارها در زندگى نزديكان و دوستان خود ديده ايم كه مردان بدون در نظر گرفتن نظرات ديگر افراد خانواده تصميم به انجام كارى مى گيرند و آ نگاه كه در مقام مشورت برمى آيند در صورتى كه با دليل منطقى و عقلانى براى ترك و يا انجام آن كار برخورد كردند تصميم خود را تغير مى دهند.جان گرى روانشناس مشهور معتقد است: مرد ابتدا هدف را پيدا مى كند بعد حرف مى زند و زن حرف مى زند و بعد هدف را پيدا مى كند. گفتنى است كه هوشيارى و درايت مركزى موجود در مردان باعث مصمم بودن و كارآمدتر بودن آنها مى شود اما اين صفت نوعى فراموشى نسبت به نيازهاى ديگران ايجاد مى كند و باعث مى شود كه نيازهاى همسر و ديگر اعضاى خانواده در ليست اولويت اهداف مردان قرار نگيرد و آزردگى روحى- روانى در همسر و فرزندان او ايجاد شود.همچنين روانشناسان بر اين باورند آنگاه كه مردان همه چيز را ناديده گيرند و اگر همسر و فرزندانشان ناراحت شدند واكنش آنها به اين صورت باشد كه نبايد آزرده شوند و اين بى توجهى ها و انكار كردن ها تاثير دردآورى روى سايرين مى گذارد و بسيار اتفاق مى افتد كه وقتى پروژه هاى مهمى توسط مرد به پايان مى رسد روز بعد او مريض مى شود زيرا نيازهاى بدنش را ناديده گرفته و از نظر احساسى و عاطفى نيز به علت بى توجهى به نيازهاى عاطفى خود دچار افسردگى مى شود.به گفته فردريك پرلز فردى كه امكانات و استعداد هايى كه به آن نياز دارد و در درون او وجود دارد را درنيافته و به آن اتكا نكند نوروتيك است يعنى دچار اختلال روانى شده است. به عقيده او افراد بايد از قسمت هاى تكه تكه شده خود آگاه شوند و آنها را قبول كرده و احيا و متحد كنند و از طريق اين اتحاد از وابستگى به خودكفايى رسيده و اعتماد به نفس يابند. بنابراين چه مرد و چه زن اگر از استعدادها و سرمايه هاى فكرى و عملى استفاده نكنند ضعيف العقل بوده و شايستگى مشاوره را نخواهند داشت.
بقای رابطه
تصور کنید که یک نفر به شما بگوید: "خوب چون من امشب دندان هایم را مسواک زدم، پس دیگر لزومی نمی بینم که هر شب این کار را تکرار کنم" چه ایده وحشتناکی! پس چرا زمانیکه رابطه ما ثبت شد و اطمینان خاطر حاصل پیدا کردیم که از این پس به یکدیگر تعلق داریم، از انجام خیلی از اموری که پیش از ازدواج انجام می دادیم، سرباز می زنیم؟ می توان مثل این امر را به بنزین درون ماشین تشبیه کرد. برای روشن کردن ماشین، بنزین لازم است اما اگر بخواهید به آخر خط برسید باید همواره باک بنزین را پر نگه دارید، در غیر اینصورت قادر به پیمودن مسير نخواهید بود. نمی توانید بگویید چون من اول راه بنزین زدم، پس دیگر لزومی نمی بینم که باک را مجددا پر کنم! به علاوه... چک کردن روغن ماشین نیز فراموش نشود....( البته اگر می خواهید این ماشین عشق تا ابد به حرکت خود ادامه دهد) زمانی که می توان از بلیط های درجه یک استفاده کرد، چرا برخی از وسایل حمل و نقل احساس و علاقه ما یک لاستیک توخالی است که با آدامس به بدنه متصل می شود؟!
عشق و علاقه نیاز به مادیات ندارد. فقط کافی است در این راه ثبات قدم داشته باشید و نسبت به رفع مشکلات از خود همت نشان دهید. به خاطر بسپارید که این امر تنها نیاز به مقداري توجه و گفتگوی متقابل دارد، اما در صورتیکه نسبت به گفتگو از خود بی توجهی نشان دهید، آنگاه تعمیر آنچه از دست رفته، دشوار تر از آنچه فکرش را میکنید است.
پیش از اینکه اتهام زدن و بهانه گیری را شروع کرده و به همسر خود بگویید: "تو هیچ وقت....."، "تو اصلاً...." و یا عبارات تهاجمی و اهانت آمیز مشابه را به کار گیرید، چند لحظه بایستید و با صداقت کامل در مورد رابطه و همسر خود صحبت کنید. خطر پذیر باشید، ریسک کنید و گفتگو را به شخصه آغاز نمایید. با هم، و دست در دست هم، برای بهبود رابطه تلاش کنید و از امتحان کردن چیزهای جدید ترسی به دل راه ندهید. در آخر باید گفت که صمیمیت عمیق و تجربه رابطه جنسي لذت بخش نه تنها در مراتب مختلف به شما قدرت داده و جرات به شما هدیه می کند.... بلکه چه در اتاق خواب و چه در بیرون از آن.....مثلا میز آشپزخانه، حمام، ماشین و ... از جذابیت بسیار بالایی برخوردار می باشد